من و روزهای فصل سوم زندگی

باز شبی عزیز و بزرگ، و به زیبایی سرنوشت، که آنکه سرنوشت را نوشت، بدننوشت، فقط ما خواندن زبان ملکوت بلد نبودیم و بد کردیم به خودمان .

دلم نیامد بعد از چند سال شریک شدن خاطرات خوب و بد و تلخ و شیرین این شبها، ننویسم و نگویم که به یاد دوستان قدیمی هستم. همانها که التماس دعا داشتند و همان عزیزترهایی که همیشه به یاد بودند و دعاگوی من رو سیاه و واسطه من و خدا.

و امسال، لذتش مضاعف است ، بابت داشتن همکار کوچک ومهربان و دلسوزی که بدون حرف و خواهش، خودش داوطلبانه کمک میکند. با آن تن کوچکش مبل و میز هل داد ، مصداق نیم کیلو باش ولی مرد باش! مرد کوچک من پناه مادرش هست بعد از خدا.

*مشغول مرتب کاری گل و گلدان ها بودیم در تراس و با لذت خاک بازی میکردیم که چند کرم خاکی خیلی بزرگ(منظورم واقعا بزرگ هست، در حد 20 سانت) کشف کردیم. اول بهش توضیح دادم که اینها چی ان و چکار میکنن، بعد یک سطل آب و سم درست کردم و گل ها رو گذاشتم توش که خاک کرموش بریزه و کرم هاش بمیرن و همچنان توضیح میدادم که چکار میکنم که با لحن دلسوزانه ای گفت: چرا میخوای بمیرن؟ این طفلکی ها هم آدمن خب!!!

** بهش گفتم که مهمون میاد و لطفا وسایل اضافه اتاقش رو جمع کنه که نی نی های مهمون ها خراب نکنن! رفت و آمد و گفت : مامی جون لطفا یک کیسهء تمیز بزرگ. مامی جون کیسه! و تاکید هم بر تمیز و بزرگ بودنش داشت. بعد از نیم ساعت کنجکاو شدم بدونم داره چکار میکنه با این همه ساک های پلاستیکی. چشمتون روز بد نبینه.کل اتاقش رو آب و جارو کرده بود و کیسه کیسه اسباب بازی های دکورهاش و گوشه اتاقش روجمع کرده بود گذاشته بود کنار. میگم چرا اینها این طوری شدن ؟ گفت واسه اینکه نی نی ها دست نزنن. حالا لطفا ببر بگذار توی انباری تمیزه !سوال

*** امروزمهمترین سوالش این بود که چرا خانم ها میان احیا خونه ء ما. خونه ء خودشون احیا نداره ؟؟؟ احیا رو باید بخرن ؟ چطوری میخوان احیا کنن ؟

**** و یک خبر هیجان انگیز اینکه دارم خاله میشم. یک خاله ء واقعی که هنوز نیامده و ندیده و بزرگ نشده و 8 هفته شده، دوستش دارم. جوجه هم البته دوستش داره و خاله اش رو که میبینه میگی نی نی خوبه ؟ باهاتون حرف میزنه ؟ و معتقده که دختره!!! قلب

***** التماس دعا. دعا کنید برای ما . برای همه . برای این روزهای مملکتی که کرور کرور سرمایه و بیت المالش به باد میرود و هیچ کس بیدی نیست که بلرزد و بر سر ما برگ ببارد و یادمان بیاورد که داریم میخشکیم.

شب قدر، شب احیا، بهانه های بیدار شدندند و نه بیدار ماندن. دعا کنید خدا بیدارمان کند که در خواب نمانیم. طاعاتتان قبول درگاه حق.

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٦ تیر ۱۳٩٤ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ توسط فندق نظرات () |


Design By : Night Skin