من و روزهای فصل سوم زندگی

تصمیم گرفتیم به مناسبت دندان در آوردن نور دیده مان ، جشنی به پا کنیم ! زنگ زدیم مادر مکرمه و محترمه و گفتیم که در تاریخ فلان ، ما مراسم داریم ، اگر دوست داریدو میل ملوکانه میکشد ، بی زحمت تشریف فرما بشید تهران .

مادرجان هم فرمودند : بچه ات دندون در آورده دیگه . شاخ که در نیاورده . این مسخره بازیها چیه !

ما هم قهر نمودیم فعلا !

اگر هم کسی فکر کند که میدان را خالی کرده ایم ، بسی در اشتباه است. مهمانی گرفته خواهد شد.

*کسی دعای مجرب ، یا نذر گیرا جهت پیدا کردن گمشده سراغ داره ؟ یک چیز خیلی نازنینی گم شده . رسما دارم دق میکنم.

 

 

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩۱ساعت ٧:٢٠ ‎ب.ظ توسط ریحانه نظرات () |


Design By : Night Skin