من و روزهای فصل سوم زندگی

خستگی ، سرخوردگی، نفرت و خشم ، ناامیدی ... تمام چیزهایی که از مهمونی برام موند.

دیگه نه میخوام بهش فکر کنم و نه حرفش رو بزنم. فقط میدونم ما جهان سوم هستیم ، درست هم نمیشیم ، مموتی هم از سر ِ این مردم بی فرهنگ زیاده . همین !

خسته ام ، خیلی . سه روزه گریه میکنم و حتی محبت ها و آغوش شوهرک هم نتونسته آرومم کنه . بعضی ها خیلی خرن! خیلییییییییییییی!

نوشته شده در یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩۱ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ توسط ریحانه نظرات () |


Design By : Night Skin