من و روزهای فصل سوم زندگی

*خب روز مادر هم به سر آمد. پسرک برام این رو خریده و باباش این رو . البته جناب همسر مصرانه اعتقاد داره که برعکسه و هرچی جلز و ولز میکنه ، من باور نمیکنم که اون از این ولخرجی ها کرده باشه !  و عمیقا بر این باورم که بچه ام کادوی بهتر رو خریده . شیطان پسرم من رو خیلی دوست داره، حتی بیشتر از باباش  . روز مادر پارسال هم برام یک بلوز خیلی قشنگ خرید، ولی روز پدر واسه الف یک شاخه گل هم نخرید. معلومه که من رو بیشتر دوست داره . گاوچران

**روز مادر، فقط یک بهانه است ، برای محبت کردن به مادرها دنبال بهانه نباشید. هرروز و هر روز ببوسیدشون و بهشون بگین که چقدر دوستشون دارین .

پارسال ، چنین روزی ، من یکی از غمگین ترین های دنیا بودم. یک طرف مادری بود که نمیدونستیم چی میشه و حتی نمیدونستیم بیماریش چیه ، و یک طرف طفلی به شکم که نمیدونستم چی میشه سرنوشت من و اون . خدایا ، صد هزااااار بار شکرت.

نوشته شده در چهارشنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ توسط ریحانه نظرات () |


Design By : Night Skin