من و روزهای فصل سوم زندگی

*این متن رو سحر عزیزم برام کپی کرده . از اینجا ! برای من بدون .فیل کُش باز نشد، برای همین هم لینک رو میگذارم و هم متن رو. نوشته آقای محمد رضا شعبانعلی

** متن ِ ادامهء مطلب رو من ننوشتم. حتی یک ویرگولش رو جابجا نکردم. انتشارش هم الزاما به این معنا نیست که من هم تصمیم دارم رای بدم و کاملا قبول دارم حرفاش رو. بلکه نوشته ایه که منطق قابل تعمقی پشتشه ، و دیدم حیفه که خونده نشه و یا کمتر خونده بشه . لطفا نه فحشش رو نثار من کنید، نه تشکر و تمجیدش رو. فرض کنین من ویروسم و کارم فقط  نشر این مطلبه ، حالا این که کسی دچار بشه یا نشه ، گردن من نیست !

--------------------------


**دوست دارم در مورد «انتخابات» ننویسم. آنها که مرا می شناسند نظراتم را میدانند و آنها که نمی شناسند، ممکن است هر حرفی را به شکلی نادرست، تعبیر و تفسیر کنند.

اما وقتی می بینم در هر هفته ده ها هزار نفر نوشته های من را می خوانند و این روزها، هر روز صدها ایمیل دریافت میکنم که دوستانم در آن در مورد انتخابات پرسیده اند، گاه احساس میکنم، سکوت کردن یک رفتار خودخواهانه است و در مدلی که بر ذهن من حاکم است، شاید: خیانت!

 

اجازه بدهید قبل از آنکه اصل حرفم را بگویم، «سه خطای رایج» در مورد «انتخابات در ایران» را توضیح دهم.

معمولاً میگویند هر تصمیمی، یک «وسیله» است برای رسیدن به یک «نتیجه». بسیار مهم است که این دو را از یکدیگر تفکیک کنیم. گاه به نظرم میرسد که ما، تفاوت این دو را فراموش میکنیم و بیشتر «وسیله محور» فکر میکنیم تا «نتیجه محور»

مردم ما، در طول سالیان گذشته، عموماً کوشیده اند به «وسیله»ی انتخابات، پیامهای مختلفی را برای «گیرنده» های مختلف، ارسال کنند.

گاهی با رأی دادن به «آقای خ»، تلاش کرده ایم به «آقای ن» نشان دهیم که دوستش نداریم.

گاهی با رأی دادن به «آقای الف» تلاش کرده ایم به «آقای ر» نشان دهیم که از او نفرت داریم.

گاهی با رأی ندادن به هیچیک از آقایان، سعی کرده ایم به دولت مستقر، اعتراض کنیم.

گاهی با رأی دادن چشم بسته به هر یک از آقایان، تلاش کرده ایم مشت محکمی به دهان برخی دولتها بزنیم.

ظاهراً همچنانکه اقوام اولیه از «دود» برای ارسال پیام استفاده میکردند، ما نیز به وسیله «دود» انتخابات، به دیگران، به دولت و به سایر کشورها پیام میدهیم.

فکر میکنم چند دوره اخیر هم نشان داده است که دود این نوع ارسال پیام، قبل از آنکه به مخاطب ما برساند، در چشم ما فرو رفته و اشک ما را در آورده است.

فراموش کرده ایم که در انتخابات «نتیجه» مهم تر است. با رأی دادن قرار است سرنوشت خود را «تا حد امکان و در چارچوب محدودیتها و شرایط موجود» تغییر دهیم و بهبود بخشیم.

خطای دومی که در انتخابات مشاهده میشود این است که «هر کس به نامزدی که نظرش را قبول دارد رأی میدهد».

میدانم که میگویید: «اساساً این تعریف انتخابات است که هر کس، به هر کسی که قبولش دارد، رأی میدهد». اگر انتخابات برای شما یک «وسیله ی اعلام نظر» باشد، این روش صحیح است اما نباید فراموش کنیم که اهمیت انتخابات به «نتیجه»ی آن است.

سالها پیش، شبکه ORF یک مسابقه جذاب داشت. تصویر ۸ نفر را نشان میدادند و از مردم میخواستند که با تماس تلفنی، بگویند کدام یک از اینها زیباترند.

سپس بر اساس آرای مردم، زیباترین فرد مشخص میشد و از میان کسانی که گزینه درست را انتخاب کرده بودند، به قید قرعه به چند نفر، جایزه ای داده میشد.

نکته مهم این مسابقه، در آن بود که اگر شما «زیباترین فرد» را انتخاب کنید، ممکن است بازنده باشید! شما باید فردی را انتخاب کنید که فکر میکنید مردم فکر میکنند زیباترین است!

انتخابات هم از همین جنس است. ممکن است من حرفهای آقای X را قبول داشته باشم، اما اگر فکر میکنم ایشان به اندازه کافی رأی ندارد، اشتباه است به ایشان رأی بدهم. شاید بهتر باشد به آقای Y رأی بدهم که حرفهایش را کمی کمتر قبول دارم، اما میدانم پایگاه رأی بیشتری دارد. اگر به این مسئله فکر نکنم، آقای X و Y هر دو رأی کمی خواهند داشت و آقای Z که حرفها و عقایدش اساساً مورد قبول من نیست، بر مسند ریاست قرار خواهد گرفت.

و آخرین نکته اینکه: برخی میگویند ما رأی نمیدهیم تا با دولت مخالفت کرده باشیم. واقعیت این است که رأی ندادن به آقای X یا Y، به معنای مخالفت با نظام نیست بلکه به معنای حمایت از آقای Z است که رأی های ثابتی دارد و شیوه برنده شدنش، نه با ترغیب مردم و جذب رأی، که با مأیوس کردن مردم و «دفع رأی» است.

تمام کسانی که در این انتخابات به بهانه لج کردن و تحریم کردن دولت و نظام و … رأی نمیدهند، در واقع رأی داده اند و در تعیین سرنوشت خود مشارکت کرده اند. پس ژست های روشنفکرانه نگیرید و نگویید: من به هیچکس رأی نمیدهم. شما از هم اکنون رأی خود را به نفع آقای Z به صندوق انداخته اید. حتی قبل از اینکه ساعات رسمی انتخابات آغاز شود!

همیشه گفته ام و این بار دلم میخواهد با صدای بلند فریاد بزنم که: «تصمیم نگرفتن، خود یک تصمیم است». شما نمیتوانید از زیر بار انتخابات، شانه خالی کنید…

واقعیت این است که تمام ۵۵ میلیون نفری که حق رأی دارند، امسال در انتخابات شرکت خواهند کرد. برخی با «ریختن رأی به صندوق»، رئیس جمهور آینده را تعیین میکنند و برخی با «نریختن رأی به صندوق!».

نگویید که تعداد رأی دهندگان مجاز ۵۰ میلیون است و تو هم مثل یکی از دوستان، تعداد را اشتباه گرفته ای.

حتی آن ۵ میلیونی که حق رأی ندارند هم مسئولند. مسئول آنکه در خانه پدر و مادر و برادر و خواهر خود را قانع کنند که در انتخابات شرکت کنند. آنها هم با سکوت کردن، رأی میدهند و انتخاب میکنند که برای ۸ سال آینده، در چه شرایطی به دانشگاه بروند و در چه محیطی شغل خود را جستجو کنند…

من رأی میدهم اما نه با سکوت. من برگ رأی خود را داخل صندوق خواهم انداخت…

———————————————————————————-

پی نوشت: شواهد و قرائنی که اینجا جای گفتن آنها نیست، نشان میدهد که این انتخابات، از جمله سالم ترین و دقیق ترین انتخابات چند دهه اخیر خواهد بود. امیدوارم فرصت را جدی بگیریم و مانند اصل «کایزن» ژاپنی ها، به خاطر داشته باشیم که تغییر جزئی مستمر، همیشه سریعتر و کم هزینه تر به نتیجه میرسد…

 

نوشته شده در شنبه ۱۸ خرداد ۱۳٩٢ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ توسط ریحانه نظرات () |


Design By : Night Skin