من و روزهای فصل سوم زندگی

خسته ام. بیشتر از جسمم ، روحم خسته است . خیلی . پدر و پسر قصه خوبن ، مادر اما...!

همیشه معتقد بودم یک سری کارهای زیبا سازی مال بعد از چهل سالگیه که اون زمان که آدم یک کم افتاده میشه و چهره اش شکسته میشه ، یک تنوعی بشه . معتقد بودم طراوت جوونی خودش بهترین زیبایی یک زنه . اما خب وقتی روحت طراوت نداشته باشه و شاد نباشی مستقیما روی ظاهر اثر میذاره .

یکی از اون کارهایی که زیرچهل سال اصلا بهش فکر نمیکردم تتو بود. بعد از عروسیم خیلی ها ، از جمله مامان و شوهرجان ، گیر سه پیچ داده بودن که بیا و برو و همین مدل عروسیت تتو کن که زیر بار نرفتم. اما الان و بعد از توالی مریضی های جسمی و استرس های روحی، یک ماهی هست که هم ابروهام خیلی میریزه و در واقع در نیامده ، هم مژه هام. مژه که چاره نداره ظاهرا ، اما یک جای خوب رو لطفا بهم معرفی کنید برای هاشور زدن ابرو که با دستگاه میکرو پیگمنتیشن باشه ، و کارش خوب باشه و قیمتش هم منصفانه باشه . بی زحمت " ن.ی.ک.ا مه+دوی رو هم معرفی نکنین! خودم میشناسمش!ممنونم.

** گاگا= آقا، ماشین ، غذا

به به = وقتی یک چیزی خوشمزه است ، وقتی چیزی روی میزه و دستش نمیرسه

بابا= پدر جانش

ماما= بنده

بای با= بای بای

بَگا= بغل ( همراه با دستهای باز شده )

شششش= وقتی خراب کاری میکنه و به چیزی دست میزنه  و میخواد دعواش نکنیم

نانا= بعنی اهنگ بذارین من برقصم

لازمه بگم این دیکشنری صحبت با کیه یا مشخصه ؟

راستی طاعات و عباداتتون قبول. اونهایی که توفیق روزه دارن بی زحمت این حقیر بی توفیق رو از دعای خیرشون محروم نفرمایند. به شدت محتاجم.

 

 

نوشته شده در یکشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٢ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ توسط ریحانه نظرات () |


Design By : Night Skin