من و روزهای فصل سوم زندگی

مرسی و مرسی و مرسی از تبریکاتتون و ممنون از انرژی های مثبتتون و شرمنده که نشد تک تک کامنت ها رو جواب بدم. این روزها سخت گرفتارم. 

بالاخره دیشب عکس های تولد رو از دو تا دوربین خالی کردم و متوجه شدم ما خانوادگی - چه نسبی و چه سببی!‌یک چسه استعداد عکاسی نداریم که نداریم. خودم که علاقه ای هم ندارم علاوه بر نداشتن استعداد ،‌و شوهره هم که علاقه داره به قدر مغز مارمولک استعداد  نداره . اصلا میخوام خودم رو تیکه پاره کنم. انقدر هم هول هولکی شد مراسم که وقت نشد یک عکاس زنگ بزنم. یک پولی میخواست بگیره که فدای سرم . فقط فیلم و عکس میمونه از مهمونی دیگه ! حالا مهمونی های ما یک جوریه که فیلم و عکسش نمیمونه!! بسکه هنرمند و باحالیم. از شوهر جان بدتر خواهره است . نکنه مهندس ها کلا خنگن توی عکاسی؟! ولی من بیشتر از انگشت های دو تا دست عکاس معرکه میشناسم که مهندسن اتفاقن! 

اون قسمت از دی ان ای ما که مربوط به ثبت تصویری وقایعه ، دچار جهش شده. 

علی ایحال ، چند تا عکسی که میشد گذاشت رومیگذارم. 

* امروز بردیمش واکسن یکسالگیش روزدیم ، پسر صبورم فقط اوف اوف کرد. خودشون تعجب کردن و گفتن انقدر همه بچه ها گریه میکنن که  حد نداره . ولی وقتی رفتیم آزمایشگاه برای چکاپ یکسالگی ، موقع خون گرفتن دیگه بغضش ترکید و چشمهای خوشگلش پر از مروارید شد. اون گریه میکرد ، من گریه میکردم. وقتی گریه اون بند آمد ، من همچنان گریه میکردم ، مادر هیجان انگیزی ام ! 


پسر کوچولوی من ، الهی صد ساله بشی 

×حذف شد

میز شام قبل از سرو غذا 

*حذف شد

 میز شام بعد از سرو 

 

*حذف شد

 خب من در مورد هنر عکاسی بالا توضیح دادم. یک هنر دیگه اینها هم اینه که وقتی مشغول خوردن میشن یادشون میره که رسالت بزرگتری هم دارن که همانا حفظ تاریخه برای وقتی که پسرک بزرگ شد . خب هیچ کدومشون از میز دسری که اونقدر با عشق و خوشگل چیدم عکس نگرفتن. گریه حتی یک عکس درست از چیز کیک خوشگلم که به جرات میتونم بگم یکی از بهترین هایی بود که توی عمرم درست کردم هم نگرفتن. انقدر با استرس عکس ها رو زیر و رو کردم و دیدم توی یک عکس یک گوشه اش عکس چیز کیکه هست . نمیتونم بگم چقدر ناراحتم. اون از مهمونی دندونیش که حتی یک دونه ، یک دونه عکس از میز دسر نداریم ، این از این. مشکل هم اینجاست که شوهر جان چون خودش دسر دوست نداره و به نظرش آشغال میاد، عکس نگرفته . فقط ژله رو چون خودش دوست داره 20 تا عکس ازش گرفته . بریده و نبریده و خورده شده .

دسرهایی که خودم درست کردم اینهان . البته توی عکس های پراکنده .از ظرف بستنی با سه مدل بستنی و کلی تزیین خوشگل و هوس انگیز یک دونه تصویر هم موجود نیست . تارتلت ها هم توی چند تا عکس همین جوری معلومن . 

اون ته عکس سمت چپ چیز کیک نازنینم. 

 

*حذف شد

این کرم انبه ، و اون یکی هم پاناکوتا که کلی خوشمزه شده بود و ته ظرف رسما سوراخ شد. 

 

*حذف شد

 

این هم کوکتل زغال اخته و هلو . هلوها زیرشه دیده نمیشه. کلا با این عکاسی لنگه به لنگه هیچی دیده نمیشه . همین ها هم غنیمته و باید خدا رو شکر کنم. 

خودم فکر نمیکردم ولی خیلی خوشمزه بود. دفعه اولی بود که با زغال اخته دسر درست میکردم. 

*حذف شد

و نکته مهم و آخر اینکه تمام اینها با پول خودم و خودمون بوده و ارث پدری هیچ کس رو بالا نکشیدیم . دزدی هم نکردیم. دوستانی که احتمالا مشکل دارن ، نبینن ، نخونن ، نیان . من حوصله ندارم .

 

نوشته شده در پنجشنبه ۳۱ امرداد ۱۳٩٢ساعت ٢:۱٦ ‎ق.ظ توسط ریحانه نظرات () |


Design By : Night Skin