درهم نوشت

*یکی  از مهمترین دغدغه های این روزهای من اینه که چرا شبانه روز به جای 24 ساعت 42 ساعت نیست ؟ به شدت وقت کم آوردم و میارم و به شدت کار دارم . دلم یک استراحت طولانی و بی دغدغه و آروم میخواد. احتمالا حاصل نخواهد شد مگر به مردن . اون هم به شرط این که نکیر و منکر سرشون شلوغ باشه و به محض اینکه گذاشتنم توی قبر نیان سراغم و بذارن دو سه روزی راحت کپه مرگم رو بگذارم !

**دومین جشن ملی هم مبارک . خداجون ما منتظر سومیش هستیم. میشه به یمن قدم های مبارک ِ موعودت ، یک حال اساسی بدی؟ اصلا دلم هم نمیخواد فکر کنم چی میتونه باشه . اصلا بیا و به طرز خداگونه ای سورپرایزمون کن .باشه خداجون ؟

*** ما مردم بدی هستیم. خیلی بد و خیلی فراموشکار. هنوز مموتی سرکاره که لیست بلند بالای توقعات ابلهانه ء این مردم داره هی بلند تر میشه . بابا طرف گفته " کلید " داره ، عصای جادویی که نداره . آزادی حجاب ، آزادی حضور در استادیوم و ... تازه این ها چیزهای واقعی و تا حدی منطقیه ، اون پست های مسخره و مهوع فیس.ب.وک که بماند. آزادی حجاب و حضور در استادیوم خوبه ، خیلی خیلی خوب ،ولی خوبه که هرکس کمی مطالعه داشته باشه و اختیارات رییس جمهور رو بدونه . در ضمن تا جایی که به من به عنوان یک زن مربوط میشه ، بنده بین آزادی رفتن به استادیوم ، و پایین آمدن قیمت دلار و بالا رفتن ارزش پول ملی ، دومی رو ترجیح میدم. میخوام صد سال سیاه نرم استادیوم. آدم باید اَهَم و مهم داشته باشه که الحمدالله توی مملکت ما تنها چیزی که بهش توجه نمیشه اولیت بندی کارهاست براساس ارزش های واقعیشون .

نکته بعدی هم جک ها و پست ها و اس ام اس های مسخره ایه که " حسن حسن " نقل دهنشونه . " حسن " پسرخاله کسی نیست . حرمت امامزاده به متولیشه . اگر کسی آمده که با احترام باهاتون حرف میزنه و حرمت براتون قائله ، خب حداقل کاری که میشه کرد حفظ احترام متقابله . اونی که بهش میگیم مموتی ، اونیه که به ما گفت " خس و خاشاک " و خب بایدبه زبون خودش باهاش حرف زد. اما در مورد رییس جمهور فعلی ، یک کاری نکنین که خدا حوصله اش سر بره و مثل دوران آقای خاتمی که هی براش جک ساختن ، گرفتار یکی بدتر از مموتی بکنه ما رو  .

حداقل کاری که هرکس میتونه بکنه اینه که این پست ها رو لایک نکنه و اس ام اس ها رو فوروارد نکنه . مطمئن باشین این زنجیر قطع میشه .

****چند روزی عازم سفریم. با پسرک و پدرش. سفره دیگه ، برنگشتم حلالم کنید.

 

 

/ 58 نظر / 56 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باشگاه هوادارن پرشین بلاگ

با عرض سلام و احترام خدمت شما فرهیخته گرامی برای اطلاع از لیست صد نفر وبلاگنویس برتر به لینک زیر مراجعه نمایید . http://vote.persianweblog.com/ از برندگان این نظرسنجی در روز جشن تولد پرشین بلاگ تقدیر به عمل خواهد آمد . برای شرکت در جشن تولد پرشین بلاگ و روز بزرگداشت وبلاگ فارسی به لینک زیر مراجعه کرده و ثبت نام نمایید . http://reg.persianweblog.com/ به امید دیدار شما در روز جشن بزرگداشت وبلاگ فارسی با تشکر نگار نیک نفس مدیر باشگاه هواداران پرشین بلاگ

افسون مامان یونا

واقعا باهات موافقم البته همه هم منظور ندارن از لایک کردن پستها.مردم رو جو گرفته یه جورایی. خوشحال شدم از اشنایت.با اجازه لینکت کردم عزیزم.

مهرین

سلام ریحانه جون خوبی؟ انشالله سفر خوش گذشته باشه. اون طرف رو میخوندم که آخرش نوشته بودی ادامه مطالب رو ببینیم ولی نمیدونم چرا من لینک ادامه مطالب رو ندیدم. راستش این روزها حالم خیلی بده خیلی بد اینقدر که روزی یه بار مفصل گریه میکنم و میگم چرا این روزهای سخت تموم نمیشن تقریبا استراحت مطلقم با این روزهای بلند تابستون خیلی بهم سخت میگذره ولی نوشته هات در مورد پسر گلت رو که میخونم یه کم از دردم کم میشه و با خودم میگم خب شاید من هم یه روزی بتونم این سختیها رو فراموش کنم و با لذت از پسرم بنویسم دعا کن برام خیلی سخته خیلی سخت.راستی ریحانه جون اون وقتها که روزهای بارداریت رو مینوشتی یادمه میگفتی لاغر تر شدی من الان 5 کیلو وزن کم کردم و از اول بارداری تا حالا الان شدم 59 کیلو خیلی نگرانم میخواستم بپرسم تو هم همینطوری بودی یعنی اصلا وزن اضافه نکردی؟آخه من تا الان اضافه که نکردم هیچ کم هم کردم حتی 1 گرم چاق نشدم میترسم برای بچه مشکلی پیش بیاد.

...

چه مارکی استفاده میکنی واقعا؟

کریمی

سلام خانوم رمزتو به ما نمیدی مقام آوردی

بهاره

سلام خانومی.حتماهنوز درحال سفری.امیدوارم بهت خوش بگذره.نی نی ماهم روز مرد بدنیا اومد!تاثابت کنه یه مرد واقعیه!ولی تواین مدت دهنم اساسی سرویس شده!آخه این جوجه شبا رو تا4.5-5 صبح بیداره.اولاش ربطش میدادم به کولیکش ولی الان خداروشکر کولیکه بهتره ولی این اقا از این پروسه کچل کردن ماتاصبح خوشش اومده و ول کنم نیست! دیگه دارم کم میارم از بیخوابی و خستگی!ضمن اینکه بخاطر زخم شدن شدید نوک سینه هام و کوچولو بودن دهن نی نی که نتونست درست سینمو بگیره شیرم کم وکمتر وبالاخره به کل خشک شد و دارم شیرخشک بهش میدم والبته خودم از این قضیه واقعاناراحتم ولی چه کنم که چاره ای واسم نمونده!حالاخودم کم بدبختی دارم جواب قوم الضالمونو هم باید بدم که حالا سینتو بذار دهنشششششششششششش!!!!هرچی میخوای بگو بابا جون من خودم بیشتر از شما دلم میخواد از شیره وجودم بچمو تغذیه کنم ولی این کاسه های داغتر از آش میفهمن مگهههههه؟؟؟؟خلاصه کنم که دارم دیوونه میشم ورسما بهت حسودی میکنم که این دورانو پشت سرگذاشتی.واسه منم دعاکن که روانی نشم تااون موقع![گریه]

فاطمه

خوبه خدارو شکر همه تون ایرانی هستین این طوری به ایرانی بودن توهین میکنین.وایییییی خدا این همه فرهنگو شعور یه جا ندیده بودم[قهقهه]

آزاده

ریحانه عزیزم این سفر دیگه داره خیلی طولانی میشه ها... دلمون تنگ شده ,‌ چقدر هی بیایم سرک بکشیم تو این پنجره و پست تازه فندقی نبینیم,‌ لطفا برگرد ,‌ اگر هم فعلا قصد بازگشت نداری حداقل از اونجا که هستی یه پیامی از خودت دروکن بابا جان... دلمون پوسید از دوریت پسرک شیرین رو بوس بوس کن به جای ما

میثم

سلام، سلام خوبی؟ سفر به خیر. فسقلی چطوره؟